Sunday, January 1, 2012
دايي جان مهندس!
اون وقت‌ها که ما بچه بودیم، پنجشنبه و جمعه‌ها به عشق بی‌بی و باشا و خونه دوست‌داشتنی‌شون بار و بندیل می‌بستیم و با دفتر مخش‌هامون (!!!!) راه میفتادیم و می‌رفتیم اونجا و آخر هفته‌مون رو در کنارشون سپری می‌کردیم. خونه بی‌بی خی...لی خوب و عالی بود، اما همیشه خوب‌تر بود اگر "دایی" هم بود. "دایی" از همه خاله و دایی‌ها کوچیکتر بود و برای همین حال و حوصله ما بچه‌ها رو بیشتر داشت. قدیمی‌ترین تصاویری که ازش به یاد دارم برمی‌گرده به دوران 4-5 سالگی خودم! به روزهایی که "دایی" شلوار و کاپشن لی می‌پوشید و با دوستهاش اینور و اونور می‌رفت. روزهایی که "دایی" با علم به اینکه من رو بشقاب غذام خیلی حساسم، سر سفره‌ی غذا سربه‌سرم میذاشت و حسابی دلم رو می‌چرزوند! روزهایی که دست به دست بقیه دایی‌ها داد و خونه ما رو برای اولین بار رنگ کرد و ... . بعد از اون رو به خوبی به یاد دارم. روزهایی که ما بزرگ‌تر می‌شدیم و به "دایی" نزدیک‌تر! همه‌مون دوستش داشتیم و این دوست داشتن وقت‌هایی که غذایی می‌پخت یا ازمون فیلمی می‌گرفت یا موتورسواری یادمون می‌داد، بیشتر هم میشد!!! البته "دایی" به موقعش عصبانیت هم داشت! مثل روزی که خسته خوابیده بود و از هرهروکرکر خنده‌های ما عصبانی شد و یکی‌مون رو از در انداخت بیرون و دمپایی‌هاش رو هم از رو دیوار انداخت تو کوچه و با عصبانیت برگشت و خوابید!!! (بماند که عصرش با بساط دل و جگر از دل همه‌مون درآورد!) اما خب، مهربونیش بیشتر بود. روزها گذشتن و "دایی" انقدر کار کرد و زحمت کشید تا شد مهندس، شد امید همه ما و یه جورایی معلممون. دیگه خیالمون راحت بود که اگر جایی تو کامپیوتر گیر کنیم، یکی هست که با یه تلفن به کمک‌مون بیاد و کار رو اساسی راست و ریست کنه برامون، اصلا یه جورایی پشتیبان‌مون بود انگار! یه پشتیبان خوب که همه‌مون به علمش ایمان داشتیم و حرفش رو حجت می‌دونستیم. پشتیبانی که برای ما دوست‌داشتنی بود و دوست‌داشتنی موند ... "دایی" خوب و مهربونی که حالا به میان‌سالی رسیده، "دایی"ای که دیگه خیلی کم‌حرفه، اونقدر درگیر کاره که دیر به دیر می‌بینیمش، خیلی حال و حوصله و دل‌ودماغ اون روزهاش رو نداره انگار، اما هنوزم برامون "دایی رضا"ست و هنوزم دوستش داریم ...
دایی جان تولدت مبارک. ایشالا که صد و بیست سال زنده باشی و سایه‌ت بالاسر خانواده‌ت باشه.
posted by Pesarak @ 7:01 PM   2 comments

2 Comments:

OpenID golenasrin said...

زنده باد این دایی جان ها

Tue Jan 03, 11:16:00 PM 2012  
Anonymous محیا said...

عجب
خوب نمی گی یکی دایی نداشته باشه دلش بسوزه!؟

Sat Jan 14, 09:15:00 PM 2012  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home