Friday, May 13, 2011
نقش زن در بعضی کتابها!

در این دوره و زمانه هر روز آدم چیزهای جدیدی را می‌بیند و می‌شنود که شاخ از کجاهایش میزند بیرون! یک روز یکی می‌آید می‌گوید فلانی از شکم مادرش داشت می‌آمد بیرون گفت یا علی! یک روز دیگر می‌شنویم که می‌گویند حضرت آدم 17 متر طول داشته 10 متر عرض!! آن یکی با رمال‌ها و جن‌گیرها رابطه افلاطونی دارد و این یکی را از قبر در آورده‌اند و هنوز، هم خودش و هم کتابش سالم‌اند و موریانه هم حتی سراغی از کتابش نگرفته است! جدا دوره و زمانه‌ای است. یعنی دارند یک جوری با اعتقادات مردم بازی می‌کنند که مخ و گوش و خیلی جاهای دیگر انسان سوت می‌کشد. اما از همه جالب‌تر می‌دانید چیست؟ این که این همه از مقام زن و مادر در دین اسلام صحبت شده و ارزش زن را آنقدر بالا می‌داند که « بهشت زیر پای مادران است » و « از دامان زن مرد به معراج می‌رود » و ...، آن وقت در بعضی از کتاب‌های حدیث و روایات برمی‌دارند مقام زن را در حد یک بازیگر فیلم‌های مستهجن پائین می‌آورند. واقعا بعضی وقتها آدم می‌ماند اسلام این است یا آن؟! یعنی بعضی‌هاشان جوری از زن صحبت می‌کنند که آدم رویش نمی‌شود بخواند حتی! به خدا راست می‌گویم! آدم عرق شرم می‌ریزد! من قسمت‌هایی از این کتابها (که بعضی‌هایشان خیلی معروف هم هستند) را خواندم. هم شرم کردم، هم یک سری سوال برایم پیش آمد. شما هم بخوانید، هم آن قسمت‌ها را، هم سوال‌هایی که ملکه ذهن من شده‌اند. جان مادرتان اگر جوابشان را می‌دانید به من هم بگوئید!

* پیش‌نوشت: از عزیزان زیر 18 سال تقاضا می‌کنم ادامه این مطلب را نخوانند. از سایر دوستان هم بابت برخی کلمات عذرخواهی می‌کنم. خواستم بدون سانسور بنویسم.

» (دربهشت) توان بدنی انسان درکامیابی از زنان به اندازه صد نفر می‌گردد.

کتاب کنزةالاعمال، جلد۱۴، ص ۴۶۸

سوال: میگن تو بهشت نهرهایی از نوشیدنی‌های گوارا جریان داره. یعنی بعضی از این نهرها معجون سرو می‌کنن؟

» بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذت می‌برند، لذت آمیزش و بهره‌برداری از زنان می‌باشد.

کتاب وسائل، جلد۱۴، ص ۴۶۸

سوال: اینجا بهره‌برداری یعنی چی؟ مثلا تو مایه‌های بهره‌برداری از کارخانه تراکتورسازی تبریزه؟

» همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی‌برند.

کتاب لثالی، ص ۵۰۳

سوال: یعنی بهشتیا غذا نمی‌خورن از بی اشتهایی؟

» حوری از خیمه خود بیرون آید و روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن می‌آید با پانصد سال از سالهای دنیا همدیگر را بوسه زنند که برای هیچ‌کدامشان، خستگی و ملال حاصل نمی‌گردد. هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می‌دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریه صحبت می‌دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی با خود خلوت می‌کند و بر کرسی‌ها تکیه زده‌اند و با یکدیگر صحبت می‌دارند.

بحارالانوار،ج ۸، ص ۱۵۷، ۹۸

سوال: همه شبهات این قسمت رو میذاریم کنار، اما یه قسمتش جدا مبهمه. اونجاش که میگه "ساعتی با خود خلوت کند" یعنی چی؟

» بیشتر نهرهای بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان (مانند گیاه) می‌رویند. در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته‌اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند.

بحارالانوار، ج۸، ص۱۹۶

سوال: یعنی تو بهشت از درختای انار، دختر سبز میشه؟ یا اینکه اصلا درخت دختر می‌کارن تو بهشت؟ اگه جواب مثبته، اونوقت این مراحل کاشت و داشت و برداشتش چی‌جوریه؟

» دوشیزگان با چنان صدایی می‌خوانند که خلایق تاکنون چنین صدایی را نشنیده‌اند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی می‌کنند.

بحارالانوار ج 8، ص۱۲۷

سوال: یعنی خدا این دنیا یه قوانینی داره، اون دنیا یه قوانین دیگه‌ای؟ یعنی اینجا زنها بخونن حرامه، اما اونجا می‌تونن با "چنان صدایی" چه‌چه هم بزنن؟ اونوقت اگه یه موقعی یه جوری مثلا گوگوش یا هنگامه پاشون برسه به بهشت، می‌تونن کنسرت برگزار کنن؟

» هریک ازآن حوریان، هفتاد حله پوشیده‌اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حله معلوم است. از جماع با هر یک از آن حوریان لذت صد مرد را می‌یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسر نشده باشد.

بحارالانوار،ج ۸، ح ۲۰۵

سوال: من حرفی برای گفتن ندارم!

» پس آن مؤمن با قوت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می‌کشد. مؤمن متحیر می‌باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می‌کند از شدت نور و صفا، روی خود را درآن مشاهده می‌نماید. پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف می‌گردد که خوشروتر و خوشبوی‌تر از اولی است.

بحارالانوار،ج ۸، ح ۲۰۵

سوال: یعنی جنس بدن خانم‌های حوری از آینه است؟ بعد اینکه اونجا چند نفر به یه نفره؟

» هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی‌شود مگر آنکه خداوند غنی، پانصد حوری به او عطا می‌فرماید که با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز نیز می‌باشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می‌باشند.

بحارالانوار،ج ۸، ح ۲۰۵

سوال: اونوقت خداوند سند این پونصد تا حوری رو همونجا تحویل میده؟ یا اینکه شرایطیه و در اقساط بلند مدت تحویل میدن و بعد از پرداخت اقساط سند میزنن؟ بعد اینکه 500 ضربدر 140 (70 تا کنیز داشتیم 70 تا غلام) میکنه به عبارتی 70 هزار نفر. یعنی هرکی بره بهشت یه لشگر بهش میدن؟ بعد اینا بخوان مثلا از این ور بهشت برن اون ور بهشت، تیریپ لشگر کشیه؟

پ . ن 1: من الآن چی‌جوریم؟!!!

پ . ن 2: تازه یه کتاب داشتیم گنجهای معنوی، اون دیگه آخرش بود. در هر زمینه‌ای کرکر خنده داشت!

پ . ن 3: جدا باید تأسف بخوریم.

posted by Pesarak @ 1:50 PM   1 comments

1 Comments:

Blogger hamid said...

hi

Thu Nov 24, 03:51:00 PM 2011  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home